خرید بک لینک
بالاخره مطمین شدم که من رو بلاک, کرد، همه درد و رنج و خونریزی این عشق یکطرفه ۲۱ آبان ماه ۹۶ تمام شد. قبلش هم شروع نشده بود. همه آس تقلاهای یکطرفه من بود که بالاخره درد و رنجش تمام شد.

بارها روی اسمش توی واتساپ کلیک میکردم و مطمین بودم این اتفاق می افته. بالاخره افتاد.

آخرین حمله ام رو یادم نیست یعنی جهنم الان اونجاست ولی نمیخوام بهش نگاه کنم. تمام شد دخترجون تمام

برچسب: نویسنده: امیر سلیمانی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:19

تمام راه رو گریه, کردم. تمام راه ناراحت بودم که چرا در این ۳۵ سال کسی پیدا نشد من رو بخواد؟ من رو دوست داشته باشه؟ عاشق من باشه. تمام راه گریه, کردم. گربه ای اندوه ناک و مویه گونه که برای هیچکس جز خودم مهم نبود.

من عرضه ندارم. عرضه ندارم کسی رو عاشق خودم کنم. عرضه عشق و عاشقی ندارم. اگه عرضه داشتم راحت میتونستم عاشق خودم کنمش ولی از خودم راندم و تمام شد.

و حالا نشستم گریه, میکنم.

برچسب: نویسنده: امیر سلیمانی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:19

من از از دست دادن, اون ناراحت نیستم از این ناراحتم که چرا اینجور آدمها میان سراغ من؟ چرا اونی که باید نمیاد پس؟ خسته شدم. چ

از دست دادن, واژه درستی نیست. در واقع هیچوقت به دست نیاورده بودمش که از دست بدمش.

همه چیز یکطرفه بود، همه چیز

برچسب: نویسنده: امیر سلیمانی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:19

هنوز نمیدونم چرا هم عاشقش بودم هم عذاب,ش میدادم. هم دلم میخواست براش بمیرم هم بهش زخم زبون میزدم.

خدایا نکنه من چند شخصیتی هستم؟

دلم براش تنگ میشه. برای آرامش ی که داشت. برای اینکه به من هیچی نگفت.

برای اینکه بیشعور بازی دراوردم.

برچسب: نویسنده: امیر سلیمانی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:19

دلم براش تنگ میشه. همه کارها و روحیات آرامش که هیچوقت مال من نبود.

دختر جان فقط سه ساعت گذشته، اما انگار هزار,ان ساعت رد شده همینقدر دلم براش تنگ شده.

اما چیکار کنم که منو نمیخواد.

امیدوارم تا قبل از آخر امسال نظرش عوض بشه. نمیدونم

برچسب: نویسنده: امیر سلیمانی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:19

همه عمرم رو میتونم تو این یک بیت شعر خلاصه, کنم:

عشق در دل ماند

و

یار

از دست رفت...

برچسب: نویسنده: امیر سلیمانی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 15:19

صفحه بندی